محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1041

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

باشكال مختلفه براى علامت و تفرقه ساخته در سايه خشك نموده عند الحاجة با آب خالص يا ببعض عصارات مناسبه سائيده در چشم بچكانند و يا از بيرون بدور چشم بمالند و هم در چشم بچكانند و هم در دور چشم بمالند و كاه در بينى نيز بكذارند و با آنكه چون چشم عضوى است بسيار شريف پس بايد كه در تحصيل ادويهء آن كه جيدهء و تازه و صافى و خالص غير مغشوش و مبدل باشد كمال احتياط نمايند و آنچه قابل احراق و تصويل است مبالغهء تمام در انها نمايند و از كرد و غبار محفوظ دارند و دستور احراق و تصويل اكثر ادويه مانند ابار و اثمد و سفيداج و اقليميا و تدبير انزروت و توتيا و شادنج و شياف افيون و ذرورد شياف انفع براى جراحت پلكها و سرخى چشم و اماس سر صنعت آن حضض مكى زاك زردچوبه افيون به آب سائيده شياف سازند و عند الحاجت سائيده بالاى چشم بمالند شياف باى منا [ صنعت آن ] انزروت سفيد بشير خر پرورده چشميزك مقشّر از هريك يك مثقال صبر سقوطرى زرد نيم مثقال نبات سفيد يك مثقال كوبيده بحرير بيخته بلعاب كل خطمى يا آب كدو سرشته شياف سازند [ شيافى كه منقولست از خط سيادت پناه ميرزا محمد رحيم حكيم باشى ] شيافى كه منقولست از خط سيادت پناه ميرزا محمد رحيم حكيم باشى قلمى فرموده‌اند كه نسخهء اين شياف از حكمت پناه ميرزا ابرهيم پسر ميرزا ابو طالب كرفته تعريف مينمودند كه از براى درد چشم بسيار نافع است صنعت آن آبغوره بىنمك دو من و نيم وزن شاه توتيا قلمى چشميزك كثيرا سه صد مثقال مغز بادام شيرين هفتاد مثقال نبات سفيد سه صد مثقال كثيرا را در آبغوره بخيسانند و چشميزج را مقشر كرده با توتيا نرم بكوبند و از تافته بيرون كرده بران بپاشند و هر صبح و شام دست بزنند تا پانزده روز در روز پانزدهم نيمن شاه آب كشنيز تر داخل نمايند و مغز بادام مقشر نرم كوبيده با نبات سفيد داخل كنند و روز چهلم دنبه را كداخته روغن آن را داخل كنند و هر روز اجزا را صبح و شام دست بزنند تا غليظ شود بعد از آن شياف سازند شياف احمر حار به نسخهء شفائى سبل و ظفره و سلاق و بياض را نافع بود صنعت آن شادنج مغسول شش درم صمغ عربى پنج درم مس سوخته زاج سوخته از هريك دو درم صبر سقوطرى افيون از هريك پنج درم زعفران مر از هريك يك دانك و نيم زنكار دو درم نيم كوفته بحرير بيخته شياف سازند و استعمال نمايند و در نسخهء ديكر زاج محرق دو درم اضافه شد و وزن زنكار يك درم و در نسخهء ديكر زنكار سه درم است و افيون و مر صاف از هريك يك درم و زعفران نيم درم و دو درم قلقطار محرّق اضافه شده شياف احمر ديكر سلاق و غلظ اجفان كه در اخر رمد بهم رسد نافع بود صنعت آن شادنج عدسى مغسول ده درم مس سوخته هشت درم صمغ عربى كثيرا مر صاف از هريك دو درم بسد مرواريد ناسفته ساذج هندى از هريك چهار درم دم‌الاخوين زعفران از هريك يك درم صلايه كرده شياف سازند شياف اخضر جرب و سبل و بياض را نافع بود صنعت آن زنكار سه درم اقليمياى نقره اشق صمغ عربى سفيداب ارزيز از هريك دو درم صمغ عربى و اشق را در آب سداب حل كنند و دواى ديكر كوفته بحرير بيخته بدان بسرشند و شياف سازند [ شياف اسود نافع از براى حرارت چشم ] شياف اسود از براى حرارت چشم نافع است و نشف دمعه بكند و درد و سوزش چشم و سبلى را كه با حرارت باشد نفع دهد صنعت آن صمغ عربى مر صافى از هريك يك درم سفيداب قلعى شسته چهار درم اقاقيا پنج درم سنبل الطّيب افيون از هريك چهار دانك باب شياف سازند شياف اسود ديكر رمد قرحهء عين و دمعه و سبل را كه با او حرارت بود نافع باشد صنعت آن اقليميا طلا سفيداب ارزيز صمغ عربى افيون از هريك چهار درم مس سوخته سنبل الطيب نشاسته از هريك يك درم و نيم اقاقيا شسته بيست و چهار درم كوفته و بيخته بعضى را در آب سرد كرده باب عنب الثّعلب شياف سازند شياف اصفر نافع است جهت بادها كه در چشم و جفن بود كشيدن و طلا كردن صنعت آن مس سوخته افيون از هريك سه درم زعفران شياف ماميثا از هريك نيم درم مرواريد ناسفته بسد از هريك يك درم اقاقيا پنج درم كوفته و بيخته با آب باران بسرشند و شياف سازند شياف اصفر بنوع ديكر صنعت آن هليلهء زرد توتياى هندى از هريك پنج درم فلفل سفيد صمغ عربى از هريك سه درم زعفران يك درم باب رازيانهء تازه سرشته شياف سازند [ شيافى كه ثقل سمع و طنين را زائل كند ] شيافى كه ثقل سمع و طنين و دوى كه سبب آن ريح غليظ باشد و وجع بلغمى كوش و طوشى كه سبب آن اخلاط غليظه باشد زايل كرداند صنعت آن شحم حنظل يك درم بورهء ارمنى سه درم جندبيدستر نيم درم زراوند مدحرج عصارهء افسنتين قسط از هريك دانكى و نيم فرفيون دانكى كوفته و بيخته بزهرهء كاو بسرشند و شياف سازند و در وقت حاجت يكى از آن را بروغن بادام تلخ حل كرده در كوش بچكانند شيافى كه جرب و سبل و تخم زايد را نافع باشد صنعت آن ساذج هندى شش درم صمغ عربى پنج درم زنكار سه درم مس سوخته قلقطار سوخته از هريك دو درم مر افيون از هريك يك درم زعفران نيم درم كوفته و بيخته با آب سداب سرشته شياف سازند شياف ديكر كه همين خاصيت دارد صنعت آن زنكار سه درم سفيداب ارزيز اقليمياى نقره صمغ عربى اشق را در آب سداب حل كنند و ديكر داروها كوفته و بيخته بان بسرشند و شياف سازند [ شياف ورد احمر ريشها و بثور و مور سرج را نافع ] شياف ورد احمر ريشها و بثور و مور سرج را نافع و تفتيح چشم نمايد و بقاياى رمد را بتحليل برد و حفرها كه در سطح قرنيه بهم رسيده باشد از قروح پر سازد صنعت آن برك كل سرخ تازه هفتاد دو مثقال اقليمياى محرق مغسول سرمهء اصفهانى توبال مس سوختهء شسته شادنج مغسول سفيداب شسته از هريك شش درم صمغ عربى بيست و چهار درم صمغ را نرم كوفته كه مانند مرهم كردد و تتمهء ادويه را نرم كوفته و بيخته بان سرشته نيكو صلايه نموده شياف سازند [ شياف حماطشقون ] شياف حماطشقون كمنه و جرب و سبل و سلاق و استرخاى جفن و ريح سبل را نافع باشد صنعت آن شادنج مغسول دوازده درم صمغ عربى ده درم قلقطار سوخته پنج درم مس سوخته چهار درم افيون زعفران از هريك يك درم كوفته و بيخته باب رازيانهء تازه بسرشند و شياف سازند شياف حلتيت خيالات و ابتداى آب را نافع باشد صنعت آن حلتيت خربق سفيد از هريك ده درم سكبينج سه درم بعسل بسرشند نافع باشد شياف صوفى بادها را پراكنده كند و اماس ملتحمه بنشاند صنعت آن مس سوخته سه درم اقاقيا دو درم كثيرا صمغ عربى سنبل زعفران از هريك يك درم باب باران شياف سازند [ شياف آرد برنج ] شياف آرد برنج از براى سلاق و سبل و جرب كهنه و بياض را نافع بود و سوختن چشم را بازدارد و نفع وى به علت شعيره بيشتر اختصاص دارد صنعت آن صمغ عربى كثيرا اقليمياى مغسول سفيداب مرّمكى صبر زرد زنكار زرنيخ سرخ قلقطار محرق را سخت دارفلفل فلفل سياه فلفل سفيد زردچوبه نشاسته شكر العشر توبال مس سوخته از هريك ده درم دم‌الاخوين يك درم و نيم اقاقيا يك درم و نيم انزروت و سه درم توتيا حضض سنبل مازوى سوخته از هريك يك درم قنه در آب حمّاض اترج حل كرده ادويه را بدان بسرشند و سوختن مازويا باتش بود يا با روغن زيت اولى آن بود كه بر روى آتش برشته كنند و در شراب يا سركه بيندازند و بيرون آورده خشك كنند شياف دينار كون از براى رمد يابس نافع صنعت آن سفيداب شسته اقليميا شسته از هريك ده درم افيون نشاسته از هريك يك درم كثيرا يك درم و نيم كوفته و بيخته شياف سازند شياف حلالى سبل و ظفره و جرب را نافعست و چشم را جلا دهد صنعت آن اقليمياى طلا سفيداب ارزيز از هريك ده درم كثيرا مرّ از هريك پنج درم مرواريد ناسفته بسد دم‌الاخوين از هريك